تبلیغات
دختری به نام : آرمینا پروردگار زیبایی ها - پست های عاشقانه

 صفحه نخست   پست الکترونیک  ارتباط با ما   انجمنهای گفتگو   چت روم   طراح قالب
امروز : پنجشنبه 14 آذر 1387
 
شب یلداتون مبارک عزیزان من ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 آذر 1385

شب  یلدای  همه شما ایرانیهای نازنین مبارک باشه

دوستون دارم ...

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 07:12 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

عجب صبری خدا دارد ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : دوشنبه 16 مرداد 1385

عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان
جهانرا با همه زشتی و زیبائی
به روی یکدگر ، ویرانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که در همسایه صدها گرسنه
چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم
نخستین نعرهء مستانه را خاموش آندم
بر لب پیمانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که میدیدم یکی عریان و لرزان
دیگری پوشیده از صد جامه رنگین
زمین و آسمان را
واژگون ، مستانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
نه طاعت می پذیرفتم
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده
پاره پاره در کف زاهد نمایان
سبحه صد دانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو
آواره و دیوانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
به گرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان
سراپای وجود بی وفا معشوق را
پروانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
به عرش کبریائی با همه صبر خدائی
تا که میدیدم عزیز نابجائی
ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که میدیدم مشوش ، عارف و عامی
ز برق فتنه این علم عالم سوز مردم کش
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری
در این دنیای پر افسانه میکردم
***
عجب صبری خدا دارد
چرا من جای او باشم
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و
تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد
و گر نه من به جای او چو بودم
یکنفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 05:08 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

خداوندا ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : دوشنبه 16 مرداد 1385

خداوندا ...

آرامشی عطا فرما تا بژذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم

صداقتی تا تغییر دهم آنچه را که می توانم

و درکی که تفاوت این دو را بفهمم .

آمین

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 04:08 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

نمی دانم ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : دوشنبه 16 مرداد 1385

نمی دانم که بعد از سالهای سخت و دشوار

که بعد از روزهای تلخ و شیرین

زمان مردنم آیا

درآغوش تو جانم را خدا گیرد

و یا این ارزو در نطفه میمیرد ...

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 03:08 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

خدایا ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : پنجشنبه 11 خرداد 1385

خدایا چنان کن سر انجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 04:06 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

دوستت دارم ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : پنجشنبه 11 خرداد 1385

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 04:06 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

عشق یعنی بوسه های آتشین ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : جمعه 14 بهمن 1384

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 07:02 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

یکی بود یکی نبود ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : جمعه 14 بهمن 1384

مردی دختری سه ساله داشت ...

یک روز به خانه آمد و دید دختر سه ساله اش گرانترین

کاغذ کادوی کتابخانه را برای زینت یک جعبه هدر داده

عصبانی شد و کودک را تنبیه کرد ...

دخترک گریه کنان رفت و خوابید .

روز بعد وقتی پدر از خواب بیدار شد دید کودک بالای سر او

نشسته با جعبه و می خواهد جعبه را به او هدیه دهد .

مرد تازه متوجه شد که امروز روز تولد اوست ...

با شرمندگی جعبه را از کودک گرفت و باز کرد اما متوجه شد

که جعبه خالیست ...

باز عصبانی شد و کودک را تنبیه کرد .

اما کودک در حالی که گریه می کرد گفت :

من هزاران بوسه داخل آن جعبه ریختم اما تو آنها را ندیدی ...

مرد دوباره شرمنده شد و ...

می گویند تا پایان عمر هر گاه جعبه را باز می کرد

به طرز عجیبی به آرامش می رسید ...

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 02:02 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

شب تولد عشق ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : جمعه 9 دی 1384

و خداوند عشق را آفرید ...

*****

اگر برای تمام دنیا یک نفری ، برای من تمام دنیایی .

نگاه مهربانت زیباترین بهانه برای زندگیست

و صدایت آرام بخش وجود خسته من ...

*****

امروز روز میلاد عشق است ، روز تولد هستی من ...

همسر من ، عشق من ، دنیای من ، وجود من

گل من ، روح من ، جان من

فهیمه من

۱۰ دی سالروز زیبای تولدت را از صمیم قلب و با تمام وجود

از جانب خودم و دختر گلمان آرمینا به تو تبریک می گویم .

به امید جشن تولد ۱۲۰ سالگیت و با آرزوی

سالهایی توام با خوشی وخوشبختی برای تو ...

*****

... از صمیم قلب و با تمام وجود دوستت دارم ...

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 03:12 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

تفاوت عشق و دوستی ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : دوشنبه 30 آبان 1384

سخنهای عشقولانه

بین کسی که عاشق شده است وکسی که شخصی را دوست دارد

 تفاوت است :

  ۱ - هنگام دیدن کسی که عاشق اوهستید تپش قلبتان زیاد میشود اما

وقتی که کسی را که دوست دارید می بینید

 احساس شادی می کنید .

*****

  ۲ - وقتی که عاشق هستید زمستان برای شما بهار است اما وقتی

کسی را دوست دارید زمستان فقط فصلی زیباست .

*****

  ۳ - وقتی به کسی که عاشق او هستید نگاه می کنید خجالت می کشید

اما وقتی به کسی که دوستش دارید نگاه می کنید

خجالت نمی کشید .

*****

  ۴ -  وقتی در مقابل کسی که دوستش دارید قرار می گیرید نمی توانید

 آنچه درذهن دارید بیان کنید اما در مورد کسی که

 دوستش دارید اینگونه نیست .

*****

  ۵ - هنگامی که معشوقه خود را می بینید نمی توانید مستقیم به چشمان

 او نگاه کنید( زل بزنید) اما با کسی که دوستش

 دارید راحت هستید .

*****

  ۶ - هنگام مواجه شدن با کسی که عاشق او هستید دست وپای خود

را گم می کنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحتتر

 بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت .

*****

  ۷ - وقتی که معشوقه شما گریه میکند شما نیز گریه می کنید و اما

در مورد کسی که دوستش دارید سعی بر

 آرام کردن او دارید .

*****

  ۸ - احساس عاشق بو دن و درک آن از طریق نگاه ( دیدن) است

اما درک دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است.

 ( از طریق ابراز علاقه به صورت کلامی ) .

*****

  ۹ - شما می توانید یک رابطه دوستی را پایان دهید اما بخاطر داشته

با شید که برای عشق هیچ پایانی جز

 مرگ وجود ندارد ...

 

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 05:11 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

در دل من ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : دوشنبه 23 آبان 1384

در دل من چیزیست

مثل یک بیشه نور ، مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم ، که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت

بروم تا سر کوه

دورها آواییست ، که مرا می خواند ...

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 09:11 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

بازیچه ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : سه شنبه 3 آبان 1384

باید گرفتارم شوی ، تا من گرفتارت شوم

از جان و دل یارم شوی ، تا عاشق زارت شوم

*****

من نیستم چون دیگران ، بازیچه بازیگران

اول به دست آرم تو را ، وانگه گرفتارت شوم

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 05:10 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

خدای من ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : جمعه 22 مهر 1384

سلام

امروز توی یه وبلاگ مطلب فوق العاده زیبایی به چشمم

خورد که دلم نیومد تو وبلاگ خودم قرارش ندم

و اون مطلب این بود :

بزرگی میگه : هر وقت براتون مشکل بزرگی پیش اومد

نگین آه خدایا ، من یه مشکل بزرگ دارم ...

بگین آه مشکل ، من یه خدای بزرگ دارم ...

...

armina

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 04:10 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

هیچکس ...
مربوط به بخش : عاشقانه , ¦ تاریخ ارسال : جمعه 22 مهر 1384

ziba

 هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد

و کسی که چنین ارزشی دارد

باعث اشک ریختن تو نمی شود ...

نوشته شده توسط آرمینا در ساعت 04:10 ق.ظ | نظر ها () | بازگشت به بالا

صفحات سایت
 
• مطلب قبلی
 
punto_vert.gif (43 byte)
کپی برداری از مطالب فقط با ذکر منبع مجاز میباشد